شهریور

۰۲

۱۳۸۹

شاید بتونم بگم که پریشب یکی از وحشتناک ترین شب ها و لحظات زندگی ام بود . خونه ی مامانم بودیم و شب تا حدود ساعت ۳ داشتیم با فائزه فیلم می دیدیم . یه فیلم ترسناک که قبلا شماره یکش رو هم دیده بودیم . البته این رو هم بگم که فیلمش آنچنان هم ترسناک نبود . اسمش هم DEscent 2 بود .
تو این فیلمه یه سری موجود چندش تو اعماق زمین توی تاریکی محض (محظ ؟) زندگی می کردن و آدم ها رو می خوردن و کور بودن و از روی صدا دنبال می کردن . خلاصه ما فیلم رو دیدیم و تازه گفتیم چقدر هم مسخره بود و بعد هم من حدود ساعت ۳:۳۰ بود که خوابم برد .  چشمتون روز بد نبینه خواب بودم که احساس کردم یه چیز سنگینی افتاد روی پام و همون طور در عالم خواب انگار دیدم که این چیز سنگین یه چیز سیاه و وحشتناکیه . البته هیچ شکلی رو ندیدم فقط سیاهی بود . از وحشت شدید ۳-۴ تا داد زدم (که بعد که بیدار شدم بهم گفتن که نعره های وحشتناکی زدم و فقط داد نبوده) و سعی کردم خودم رو از زیر اون چیز سیاه در بیارم و در حالی که همچنان خواب بودم عقب عقب رفتم تا خوردم به یه چیز سیاه دیگه و متوجه شدم اینکه خوردم بهش محسن هستش . محسن منو بغل کرد و می بوسید و هی میگفت : مهسا جان چیزی نیست عزیزم نترس بیدار شو . چشمام رو باز کردم و فقط از ترس عین بید می لرزید و نفسم حبس شده بود . می تونم بگم خدا شدید باهام بود که سکته نکردم . همین که چشمام رو باز کردم مامانم بغلم کرد و هی می گفت : مهسا مامان نترس بیدار شو عزیزم پاشو . و های های گریه می کرد و پیدا بود شدیدا ترسیده که نکنه من سکته کنم . خلاصه بهم نمک و آب طلا دادن خوردم و وقتی به خودم اومدم دیدم ساعت ۵و نیمه .
حالا جریان چی بوده . مامانم بنده خدا برای سحر پاشده بوده و بعد داشته میرفته که بخوابه وقتی میاد از بغل من رد شده من قلت می زنم و پام میافته بین پاهاش و اون بنده خدا می خوره زمین و می افته روی پاهای من . منم تو عالم خواب شاید به خاظر پیش زمینه ای که از فیلم دیشب داشتم اون صحنه تو ذهنم درست میشه و از وحشت تا دم مرگ میرم .وقتی بیدار شدم به شدت گلوم می سوخت و زخم شده بود و وقتی به محسن گفتم اون گفت به خاطر نعره هایی بوده که زدم و من تازه فهمیدم که جه فریادهایی زدم که گلوم رو به این روز انداخته . انقدر دلم برای مامانم سوخته بود که نگو .تا ۱-۲ ساعت بعد این جریان هم من همینطور می لرزیدم و وقتی برق ها رو خاموش کردن که  دوباره بخوابیم از ترس و وحشت همینطور گریه می کردم اصلا انگار دیوانه شده بودم . با بدبختی خوابم برد . توی تمام عمرم یه همچین ترسی رو تجربه نکرده بودم . نمی دونم چه جوری براتون عمق وحشتم رو بگم . محسن هم از اون طرف دیدن فیلم ترسناک رو (که ژانر مورد علاقه ی منه) ممنوع کرده . مامانم بیچاره چقدر ترسیده بود و ناراحت بود به خاطر من . آخه گویا وقتی من بچه بودم من و مامانم نشسته بودیم و بابام هم تو اتاق خواب بوده . مامانبزرگ بابام بلند میشه رد شه که می افته روی بابام . بابام هم نفسش بند میاد تو خواب و دهنش قفل میشه مامانم هم فقط به ذهنش میرسه که میره با یه قاشق فک بابام رو باز می کنه و زبونش رو از تو حلقش میاره بیرون که بتونه نفس بکشه . و به خاطر همین خیلی خیلی ترسیده بود می گفت فقط خدارو شکر کردم که تو داد می زدی و دهنت قفل نشده بود . خلاصه که بنده حتی تو زمان بارداری ام که دچار مسمومیت بارداری شده بودم و به شدت می ترسیدم و شب ها محسن بیدار می نشست تا من روی پاش بخوابم یه همچین ترسی مثل پریشب رو تجربه نکرده بودم . خیلی بد بود خیلی …

موضوع: شخصی

مرداد

۲۰

۱۳۸۹

این نوشته با رمز محافظت شده است. برای نمایش رمز خود را بنویسید:


موضوع: شخصی
برای نمایش دیدگاه‌ها رمز را بنویسید.

خرداد

۲۴

۱۳۸۹

به گزارش فارنت به نقل از پایگاه اینترنتی ماشبل، این برای بسیاری از ما غیرقابل باور است که روزی همانند فضانوردان به فضای لایتنهاهی سفر کنیم اما باید از ناسا متشکر باشیم که اعلام کرده حداقل چهره ما را به فضا می‌برد.

ماجرا از این قرار است که سازمان فضایی آمریکا با قرار دادن یک برنامه بر روی وب‌سایت خود به کاربران اینترنتی علاقه‌مند به سفرهای فضایی این امکان را داده که با ارسال چهره خود، یکی از کسانی باشند که چهره آنها توسط یکی از دو شاتلی که قرار است پرتاب شوند، به فضا برده شود.

در صفحه ویژه‌ای که ناسا برای این کار تدارک دیده آمده است که کاربران برای ارسال عکس خود باید حداقل ۱۳ سال داشته باشند و با قبول قوانین مربوط به این کار عکس خود را در آن بارگذاری و نام خود را نیز در قسمت مخصوص ثبت کنند.

ناسا برای افراد کم‌رو و خجالتی نیز برنامه ای خاص ترتیب داده تا اگر آنها مایل به قرار دادن تصویر خود نبودند، می‌توانند تنها نام خود را در این قسمت ثبت کنند.

ناسا همچنین اعلام کرده که علاقمندان همچنین می‌توانند با شرکت در این برنامه به عنوان یادبود، گواهی پرواز با شاتل که قابل چاپ بوده و توسط فرمانده فضاپیما پس از بازگشت از ماموریت به امضا رسیده است را دریافت کنند.

افراد مختلفی تابحال در ماموریت های ناسا شرکت جسته‌اند اما برای اولین بار است که آژانس فضایی آمریکا از عموم افراد برای شرکت در این ماموریت دعوت به عمل آورده است.

کاربران برای شرکت در این طرح باید به سایتی که در زیر لینک آن آمده رفته و با ارسال عکس و نام خود در مرحله بعد یکی از دو ماموریت فضایی شاتل دیسکاوری در ماه سپتامبر یا شاتل اندیور در ماه نوامبر را انتخاب کنند تا حداقل اگر در تمام طول عمر خود سفری واقعی را تجربه نمی‌کنند این گونه خود را همراه با شاتل در فضا ببینند.

ناسا تاکنون اشیاء یا چیزهای گوناگونی متعلق به افراد مختلف را با شاتل‌های خود به فضانوردی برده و حتی پیش از این، نامه‌هایی با امضای دانش‌آموزان، عروسک شخصیت اصلی فیم انیمیشن “داستان اسباب‌بازی” و چیزهای دیگر به فضا فرستاده شده بود.

پیش از این و در مارس سال ۲۰۰۹ چسبیدن یک خفاش به مخزن سوخت فضاپیما در هنگام پرتاب فضاپیمای دیسکاوری توجه میلیون‌ها علاقه‌مند را به خود جلب کرد اما تنها کمی پس از پرتاب شاتل فضایی این خفاش از صفحه تلویزیون ناپدید شد

لینک ارسال عکس به فضا

faceinspace.nasa.gov

خرداد

۲۲

۱۳۸۹

تحقیقات اخیر دانشمندان حاکی از آن است که مغز انسان از روابط ریاضی برای ذخیره علایق و احساسات استفاده می‌کند.

بدون نگاه کردن به جواب ها این تست را انجام دهید.

۱- یک عدد از ۱ تا ۹ انتخاب کنید. (قبل از انتخاب عدد خوب فکر کنید.)

۲- آنرا در عدد ۳ ضرب کنید.

۳- حاصل را بعلاوه ۳ کنید.

۴- دوباره حاصل را در ۳ ضرب کنید.

۵-یک عدد ۲ یا ۳ رقمی بدست آورده اید.

۶-ارقام عدد خود را با هم جمع کنید (مثلا اگر  عددتان ۱۸ است ۱ را با ۸ جمع کنید)

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

حالا با توجه به عدد بدست آمده و لیست زیر ، ببینید الگوی شما در زندگیتان کیست.

۱- انیشتین

۲- نلسون ماندلا

۳- جاکوب زوما

۴- محمد علی کلی

۵- تام کروز

۶- بیل گیتس

۷- گاندی

۸- براد پیت

۹-  محمود احمدی نژاد

۱۰- باراک اوباما

می دونم ، می دونم چه حالی داری …

اون یه تاثیر خاصی روی مردم داره …

یه روز هم تو می تونی مثل اون بشی …

باور کن !

اوه راستی …

اینقدر عددهای متفاوت رو هی امتحان نکن …

باهاش کنار بیا …

ظاهرا اون الگوی زندگی توست. :lol:

موضوع: طنز like 7

خرداد

۲۰

۱۳۸۹

کسانی که به طرف عقربه های ساعت امضاء می‌کنند انسان‌های منطقی هستند.
کسانی که بر عکس عقربه‌های ساعت امضاء میکنند دیر منطق را قبول می‌کنند و بیشتر غیر منطقی هستند.
کسانی که از خطوط عمودی استفاده میکنند لجاجت و پافشاری در امور دارند.
کسانی که از خطوط افقی استفاده میکنند انسان‌های منظّم هستند.
کسانی که با فشار امضاء می‌کنند در کودکی سختی کشیده‌اند.
کسانی که پیچیده امضاء می‌کنند شکّاک هستند.
کسانی که در امضای خود اسم و فامیل می‌نویسند خودشان را در فامیل برتر می دانند.
کسانی که در امضای خود فامیل می‌نویسند دارای منزلتهستند.
کسانی که اسمشان را می‌نویسند و روی اسمشان خط می‌زنند شخصیت خود را نشناخته‌اند.
کسانی که به حالت دایره و بیضی امضاء می‌کنند، کسانیهستند که میخواهند به قله برسند
اما مهم ترین گروه :

کسانی که الان دارن روی برگه امضا میکنند خیلی خنگهستند که یادشون نیست امضاشون چه شکلیه!